السيد الخميني

31

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

حُجَج « 1 » . و يكى از اطلاقات آن ، كه مناسب با قول خداى تعالى است « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » « 2 » نفس فيض منبسط است كه مستواىِ رحمان و مجلاى بروز سلطنت الهيّه است . و بنا بر اين اطلاق ، معلوم شود كه : حقيقت عقليّه مخلوق از يمين عرش است ، و آن تعيُّن اوّل اقرب به حق و جلوهء مقدم بر ساير جلوات است ؛ كه از براى آن ، جنبهء يمينيّت است و « يدُ اللّه » به اعتبارى ، خود همين فيض است كه در نظر كثرت ، يمين و يسار پيدا كند و در نظر وحدت « كِلْتا يَدَيهِ يَمِينٌ » « 3 » باشد . و بنا بر اين توجيه از عرش ، قوله عليه السلام : « مِنْ نُورِهِ » بيان عرش باشد ، اگر نور را به معناى تجلّى فعلى محسوب داريم . و اگر نور را به تجلّى ذاتى حمل نمائيم ، اشاره به غايت توحيد و تجريد است كه قلم و بيان را ياراى بسط آن نيست . و در اين نظر ، حديث شريف از احاديث صعبهء مستصعبه است كه اظهار آن افشاء سِرّ است . و اين خصيصهء چهارم عقل است كه در حديث شريف به آن اشارت شده . پنجم از خصايص عقل آن است - كه به آن سابق اشاره نموديم - كه خلق عقل از نور منبسط و اضافهء اشراقيه است ، و با آن كه جميع دارِ تحقق ظهور فيض منبسط است و تجلّى فيض اشراقى است ، اختصاصِ عقل اوّل يا جملهء عقول به آن براى افادهء اين مطلب شايد باشد ، كه عالم عقلى جلوهء تام و اولين تجلى اين فيض است و ساير موجودات را وسايط و وسايل است ؛ و از اين جهت ، آنها

--> ( 1 ) - همان . ( 2 ) - خداوند رحمان ، مُستوى بر عرش است . ( طه / 5 ) . ( 3 ) - هر دو دستِ خدا ، دست راست هستند . ( اصول كافى ، ج 2 ، ص 101 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الحُبّ في اللّه و البُغض في اللّه ، باب 60 ، ح 7 ) . در نسخهء دستنوشتهء حضرت امام ( س ) كلمه « كِلا » درج شده است .